تبلیغات
فریاد ابوذر

                    فریاد ابوذر


...ادامه مثال قبل


فرزانه دوست دارد که در برنامه ریزی زندگی خود، دستورالعملهای "دین" را، محور و معیار قرار دهد.

بارها و بارها درمورد:
لزوم خوشبینی و مثبت اندیشی
وجوب کظم غیظ
اهمیّّت نگریستن به خوبی دیگران و ندیدن خوبیهای خود
و سایر احادیث اخلاقی...

آیات و روایات بسیاری خوانده و شنیده بود
اما علیرغم اعتقادات درستی که داشت، هنوز باور اینگونه مسائل، آنقدر برایش عمیق نشده بود. یعنی برخی از آنها را جهت عملی کردن کامل نمیدانست و در باطن ضمیر،  اینها را برای دنیا و روابط خود، شاید مضرّ تصوّر مینمود.

بنابراین او دوست دارد روابط بین عقل، علم و دستورالعملهای دینی را متوجه شود تا با گام راسخ تری به عمل بپردازد. بنابراین گاهی که با تفکر، به یک مسئله عقلانی پی میبرد به جنبه دینی آن مسئله نیز میندیشد تا ببیند آیا دین هم آن را تأیید میکند یا نه، و بالعکس...
او از زمانی که به تفکر پرداخته تاکنون باورش نسبت به دستورالعملهای اخلاقی دین، استوارتر شده




چرا کسالت بی موقع؟

با خود می گوید:
- آیا خواب من نامنظم، بی موقع یا کم است؟ چقدر باید در شبانه روز خواب داشته باشم؟ چه ساعاتی باید بخوابم؟
- آیا من سرماخوردگی یا بیماری خاصی دارم؟
- شاید در خوردن غذا در هر وعده، اندکی زیاده روی میکنم و این مسئله کسالت موقّتی بر من عارض میکند؟


او میداند که از نظر علمی، خواب منظم و در زمان خاص، ساعت مغزی او را تنظیم میکند و باعث نشاط بیشتر او در ساعات بیداری میگردد.
با اندکی بررسی پی میبرد که او بطور معمول به هشت ساعت خواب در شبانه روز احتیاج دارد.
با خود فکر میکند که خواب در دین در چه زمانهایی نهی شده و کراهت دارد
و در چه زمانهایی مستحب است و امر شده
برنامه خود را اولاً بر محوریت بیداری در زمانهای اول وقت نماز، و ثانیاً بر محور استحباب و کراهت زمانهای خواب، تنظیم میکند
او با توجه به شرایط خانوادگی و زمان کلاسش، سعی در وفق دادن هرچه بهتر زمان خواب خود با محیط دارد.
برنامه خوابی را تنظیم میکند و خیلی هدفمند، خود را ملزم به رعایت آن مینماید
او دائما در ساعات تفکر، در پی ارزیابی و اصلاح روز به روز برنامه اش میباشد... تا زمان تثبیت.

جهت مراقبت و نظم در خوراک هم معیار خود را سدّ جوع با خوراک سالم در وقت گرسنگی میداند. بنابراین تصمیم میگیرد تا از خوردنهای بی موقع که تنها به هدفِ پاسخ دادن به اشتها میباشد، خودداری کند.
تصمیم میگرد که زین پس اندکی زودتر از کامل سیر شدن، زمانی که هنوز مقداری اشتها به ادامه ی خوردن دارد، از سفره برخیزد، چون میداند اندک زمانی طول میکشد تا بدن، کافی بودن مقدار غذای وارد شده را اعلام کند؛ و باید
خود، زودتر از آن زمان برخیزد. او به این موضوع ایمان دارد چون یادش می آید که در دین هم تأکید زیادی بر این امر شده.



ادامه دارد...






نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اسفند 1391 توسط م ک


درباره وبلاگ
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
نویسندگان
موضوعات
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
لوگوی دوستان