تبلیغات
فریاد ابوذر

                    فریاد ابوذر


http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up9/87201767060043867730.jpg

یازده سالم بود بدنیا اومد. ای خدا ...!!  این بشر چقققققققققد با مزه بود...از کوچیکی تا....ااااااااااااااااااااا ده ساله شد. چقدر با این پسر بچه نابغه خوش زبون شوخ شیطون آتشفشان حال میکردیم.


برای انجام یک کاری باید میومد دنبالم، بین کار همه اش سوالات اعتقادی، سیاسی، مذهبی، حقوق زنان، ولایت فقیه، آزادی و... هرچی از کتابهای شهید مطهری خونده بودم براش میگفتم. بقیه پسر بچه ها رو که خوب میشناختم همه اش حرف فوتبال و دعوا و کشتی و ماشین و موتور و ...

وقتی به مادرش میگفتم، میگفت دعا کن تو خط راست و راه خدا بمونه، برای آینده اش نگرانم، باهوش ها بیشتر در معرض خطرن، دشمن رو اینها سرمایه گذاری میکنه.

نمیدونم چرا این دو سه سال اخیر سرد جواب سلام ما رو میداد...اصلا انگار با همه دخترهای فامیل قهر کرده بود...سر به سرش نمیذاشتیم، خوب میخواست ادای آدم بزرگای مومن رو در بیاره، چه اشکالی داشت؟

 به مادرش گفته بود: منم با گپ و شوخی کردن باهاشون حال میکنم، اما از نظر شرعی اشکال داره...!!

با معلماش که درباره ولایت فقیه بد میگفتن حسابی بحث میکرد، بخاطر همین کتک هم خورده بود...با اینکه بچه بود و ده یازده سال بیشتر نداشت، نمیتونست تو اینجور مواقع ساکت بمونه.

وقتی سال هشتاد و شش خبر تصادف و شهادتش رو در راه بازگشت از جبهه های جنوب تو مسیر مشهد شنیدیم، داشتیم از تعجب و ناراحتی سکته میکردیم، اما بعدها فهمیدیم انگار خبر جوشش یک جریان سیزده ساله بود که شنیده ایم ... مگر جز مومن حقیقی، عرفان و حکمت به کسی اعطا میشه تا اون رو هرچند با جسم کوچک به مردان خدا پیوند بده!

....از جمله هر روز بعد از نماز صبح زیارت ناحیه مقدسه اش ترک نمیشد، سخنرانی هر روز صبح حرم امام رضا علیه السلام رو از تلویزیون گوش میکرد، آیة الکرسی رو میخوند و عازم مدرسه میشد. تو اتاقش یکعالمه سی دی هایی که حتی یکدونه اش هم بیخود نبود از سخنرانی و مداحی و... بیشترش رو گوش کرده بود...

رو دیواراتاق فقط عکس شهدا و امام خمینی و امام خامنه ای ... سال قبلش که رفته بودم اتاقش دیدم روی تخته وایت بردش نوشته بود به نام الله پاسدار خون شهیدان . چقدر بهش میخندیدم ...الان میفهمم اینها ادا نبود، چشمه مستعدی بود که از خون شهیدان آب گرفت و جوشید. و چقدر زیبا در وصفشون لقب اصحاب الشهدا دادند...

رودخانه پر تلاطم شهیدان همواره عمیق و جاری خواهد بود و چشمه وجودمان از آنها جوشان...

این ایام نزدیک سالگرد شهادتشونه.

 راهت ادامه دارد محمد...





نوشته شده در تاریخ شنبه 3 اردیبهشت 1390 توسط م ک


درباره وبلاگ
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
نویسندگان
موضوعات
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
لوگوی دوستان