تبلیغات
فریاد ابوذر

                    فریاد ابوذر


برای نفسانیات خود که نیامده بودند در بیابان بلا سکنی گزینند...

هدفی مقدس داشتند...

با تمام اهل و عیال!

دلسوز بشریت... تا همیشه تاریخ...


در شأنشان آیه ذی القربی

در وصفشان آیه تطهیر


...

http://www.mazhabiun.com/wp-content/uploads/2013/04/ali-akbar-mazhabiun.ir-2.jpg


و عجیب اینکه مردم زمان، این حقیقت را میدانستند!

...
و اکنون موسم امتحانِ به ظاهر مؤمنانی فرا رسیده
که در زمان امام و مولایشان علیعلیه السلام  او را دوست داشتند
اما عاشق و جان فداییش نبودند!
چه سنگدل مردم بی ایمانی...!
چه هنر، اگر جلوه خدا را دید، ولی تنها به دوست داشتنش اکتفا کرد؟

چگونه اینچنین توان شد
که وجه ربوبی را نظاره گر بود
اما انعکاس نور بی پایان امام
در آئینه زنگار گرفته وجود
نمایان نشد...



از این سوی،
برای حــــرمــ ،
مأموریت سنگینی در پیش است...
آری، همواره سخت ترین ابتلائات برای والاترین اولیاء خداست ...





... نزدیک مقر حکومت پدر رسیدند. جایی که زمانی مردمش فدایی پدر بودند...

خدا نکند که خاندانی محترم و مشهور، بین آشنایان خود غریب شوند...


خانواده مقدس، همگی دور هم هستند؛
چندین کودک،
خردسال،
نورس،
نوجوان
و...



خاندان نظافتند
و نظم

ایمان 
اخلاق
پاکی
نورانیت
شرافت
...

بچه ها مراقبت میخواهند
نظافت میخواهند
آب میخواهند
خوراک میخواهند
در بیابان غریب، بین گرگهای هر لحظه آماده به حمله، امنیت میخواهند...

مسئولیت اینها به دوش کیست...  ؟



چه جای غم!
عمویی همراه دارند که هزاران مرد رویاروی او نیست در جنگاوری... عمویی رقیق تر از زلال آب، دلسوز ترین به برادر و حرم برادر، آرام ترین، با حیاترین، عاشق ترین، شجاعترین، قوی ترین، ...
و در یک کلام عبدترین در برابر خداوند...
بجز خنجر نامردی چه کسی را جرئت مقابله با عموست...؟





اما نه

گویی تقدیر به گونه ای دیگر رفته است....


دیری نخواهد پائید

که تمام تکیه ها
امیدها
و دلخوشیها
در آن بیابان یک به یک بریده خواهد شد...


باید حرم را آماده ابتلائات کرد...
ده روز باید سختی کشید تا نازپروده های عمو و پدر آماده چشیدن سخت ترین شدائد شود...

اضطراب عجیبی انتظار میرود

که جز ایمان راسخ
رضای تام به مشیّت الهی
توکل کامل
و تسلیم محض در مقابل خداوند
چاره سازی نیست





شاید که مأموریتی خدایی در پیش است...
رازی، که جز با خون و شدائد فاش نشود

.
.
.

چه بیرحمانه تمامی دنیا به یکباره کنده شد


عمو

پدر

برادر

سلامت


دلخوشی

احترام

نشاط

آب

...

آآآه.......

چه کسی جز امام معصوم، قرار است شاهد این خونین صحنه ها بماند و برای آیندگان پیام رسان گردد...؟
مصیبتی که کوه ها در برابر نظاره اش فرو میریزند و جگرها متلاشی ...
و اگر اذن و اراده امام زمان، سجاد علیه السلام نبود، زمین و آسمان میشکافت و اهل خود را در بر میگرفت
آری "علی اوسط" که در میدان نبرد جوان بود، اما به مشیت الهی سخت بیمار...
و باز هم ذخیره تاریخ، "علی" بود...


.
.
.

تکه تکه خونین دیدن بدن عمو، عمود، تکیه گاه...

.
.
.
جاری شدن خون از رگهای بریده شش ماهه علی اصغر...

.
.
.




قطعه قطعه شدن شبه پیمبر ...

برادر
علی اکبر...

.
.
.




بریده شدن سر امام...

پیشوا
دلیل خلقت زمین و زمان
شاه جهانیان
رهبر انس و جان
عشق
و
پدر
.
.
.





در مقابل دیدگان عمه...



.
.
.
سکته کردن رقیه سه ساله از شدت رنج و شدائد...

.
.
.


اسارت دختران و نوجوانان و کودکان و زنان و پیران... با زنجیر از شهری به شهر دیگر



.
.
.
متحمل شدن زجر اتهامات و بی حرمتی ها یکی بعد از دیگری...



و صدها و هزار مصیبت ....







عمه جان زینب
اما میداند که تمام اینها در برابر مـــعبــــود  است


در نگاه او تسلیم موج میزند

و حتی زیبایی

...


صبر بر بلاها، ایمان و مرتبت الهی عزیزان خداوند را صدچندان کرده...



هنر و نمایشی خدایی به ارزش ارسال تمـام انبیاء و رسل از آدم تا خاتم آنان
 


و از ابتدای تاریخ تا ابد...






و برای من و تو...




http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/ali%20akbar/kamel/10.jpg




براستی چرا...؟







و چگونه این علم را نگاه داشتن توان.............
 


؟





***


ذبح پسر بت شکن پیر عظیم است

تسلیم شدن در ره معشوق

همین است

تسلیم شدن در ره معبود

قیـــام است


کز عبــــــد

برآید

سبب راحت

جان

است...




سلام بر امام و مقتدامان حسیـــــــــــــــــن


سلام بر علی اکبر، امام سجاد، و علی اصغر

سلام بر همه فرزندان و خاندان حسیــــــــــ ـــن

سلام بر یاران باوفای حسـیـــــــــ ــن



و سلام بر زینب خواهر حسـیـــــــــ ــــــن







نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 آبان 1392 توسط م ک


درباره وبلاگ
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
نویسندگان
موضوعات
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
لوگوی دوستان