تبلیغات
فریاد ابوذر

                    فریاد ابوذر



http://www.ammarname.ir/sites/default/files/styles/thumbslider/public/links/1392/08/18/hazrat-ghasem_shiagraphics-pr.jpg?itok=tLMjqFPM

ده سال بیشتر نداشت

در خردسالی پدر را از دست داده بود و عموی وی مهربانتر از پدر او را پرورده بود...

در مکتب عمو

نور دیده بود

و محبت

ایمان دیده بود

و حیا

و صداقت

عشق

و شجاعت

خدا شناسی

و شیطان ستیزی...

یک کلام

طفل ده ساله در مکتب عمو مسلمان شده بود. مسلمان حقیقی و جانفشان در راه خداوند

...


او شیعه بود و عاشق عمو

عمو نه پدر

پدر نه عمو

...


از طفل این خاندان شجاعت و غیرت، چه باک که بر دشمن هجوم برد و گریه کنان خود را به روی پیکر نیمه جان عمو اندازد

ای حرامزاده میخواهی عمویم را بکشی..!؟

به خدا از عمویم جدا نمیشوم!!





رحم و انسانیت را بگو

که چطور با حرامخواری

همه حقیقت خود را فراموش کرده.......

و بروی امام خویش و فرزند یتیم امام خویش شمشیر میکشد... !!


و لاتکونوا کالذین نسوا الله فانسهم انفسهم...


و چه عجب اگر شمشیر حرام
، با قساوت هرچه تمامتر، بر دست کودکی فرود آید...... و آن را قطع کند...



کودک از شدت خونریزی روی سینه عمو

در حالیکه از درد به خود می پیچد...


به شهادت میرسد ....



عبدالله را میگویم


دومین شهید امام حسن علیه السلام




که تقدیم راه برادرش حسین علیه السلام شد




سلام بر تو ای سوزنده ترین آزمون عبودیت حسین علیه السلام
ای معنای معرفت و ای فرزند خاندان غیور ...
سلام بر تو ای
بزرگ اسوه عارفان...
و ای طریق عشق و شجاعت...

...




اولین یتیم شهید:



...

و که میگوید سیزده ساله نوجوان است...؟

آنگاه که در مکتب حسین علیه السلام

ارواح اوج گرفته از ولایت ولیّ...

حصار روز و ماه و سال را شکسته اند...


و قاسم عاشق عارفی است

که این روزها هیچ زرهی بر تن او راست نمیشود...


ملتمسانه بر دست و پای ولی خدا بوسه میزند، دردمندانه از عمو اذن جهاد میطلبد...

با یک لا پیرِهن...، دلاورانه به میدان می رود

و تن خویش را آماج زخم تیـــــــز تیرهای کفر میکند........

عمو به دادم برس......


آه ............................




قاسم جان...

چه در سینه شیدایی خویش داشتی ...؟

که خواستی
با خون خود

در بزرگترین رنگ آمیزی الهی زمان و زمین...، شراکت کنی...



صبغة الله

و من احسن من الله صبغة

و نحن له عابدون


به فدای ایمان و معرفت تو

که ایثار و فداکاری را معنای بخشیدی...

به فدای یک یک رگهای بریده ات...


تمام هستی و بشریت از جن و انس ...


سلام بر تو
یتیم حسن...
شهید راه حسین...







نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 آبان 1392 توسط م ک


درباره وبلاگ
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
نویسندگان
موضوعات
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
لوگوی دوستان