تبلیغات
فریاد ابوذر

                    فریاد ابوذر


 

وقتی در منزل یکی از شخصیتهای سیاسی با حضور خاتمی و موسوی و عارف و شخصی که انسان شرم می کند اسمش را بیاورد نقشه برای نابودی خیمه ولایت فقیه کشیده می شد مردم ایران زمین امورات روزمره خود را می گذراندند نه خبری از رقابتهای سیاسی بود نه میرحسین برای نجات کشور احساس خطر کرده بود!

زمانی که در محفل یاد شده ، سیمای جمهوری اسلامی سخنرانی رهبر معظم انقلاب را پخش می کرد و خاتمی با کنایه می گفت دیگر چیزی برای پایان موضوع ولایت فقیه نمانده حاضران به جای تقبیح این سخن شخص دیگری را با چشم و اشاره به خاتمی نشان می دادند که حواست باشد!

 


باز مردم مشغول کشاورزی و کارمندی و دیگر امورات روزمره بودند و از ماجرا ها و نقشه های سران فتنه و خوابهایی که برای جوانان این مرزو بوم دیده بودند اطلاعی نداشتند!

این محفل ها ادامه یافت تا اینکه موسوی برای به حاشیه رفتن آرمانهای امام احساس خطر کرد! موسوی ارزشهای انقلاب و اسلام و امام را در خطر دید و برای جلو گیری از قانون شکنی های احمدی نژاد! وارد کارزار شد.

کارزاری که فقط مردم ناظر ظاهر آن بودند و دیگر ماجرا در باغ فیض و برخی محافل داخلی و خارجی تدارک دیده شده بود.

برخی  نخست وزیر امام را در حال نجات کشور از برخی نا ملایمات پنداشتند و به خاطر دلخوری از مواضع معاون احمدی نژاد در مورد رژیم صهیونیستی راه خود را به سمت نخست وزیر امامی که اسرائیل را غده سرطانی معرفی فرموده بود کج کردند.

داستان ادامه داشت و باز مردم از پشت ماجرا بی خبر!

مدل گرجستان و اکراین در ایران در حال پیاده شدن بود و موسوی به بهانه سید بودنش که تا الان هیچ سندی برای آن ارائه نکرده است رنگ سبز را در مقابل پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی علم نمود و از آن نشان سیادت و عشق ! به اهل بیت (ع) نام برد!

باز مردم بی خبر بودند از اتفاقی که قرار است بیفتد.

پارچه سبز فراتر رفت و از گردن سگهای خانگی برخی سرمایه داران که محبتشان را از میان حیوانات جستجو می کردند آویزان شد و دخترکان بزک کرده ای که نام اهل بیت (ع)را حتی در کتابهای درسی هم به اکراه مرور می کردند یک آن اهل بیتی شده! و به سبز مزین گشتند و توهین ها با نرمی خاصی به مقدسات شروع شد و باز مردم ...

خواص فرقه نفاق ، برنامه ها را یکی یکی از بنیاد سوروس و محافل خصوصی به عوام منتقل کردند و محله های بالا شهر  تهران یکپارچه سبزی شدند و عاشق اهل بیت(ع)!
و باز عوام بی خبر از خبرهای پشت داستان !

انتخابات انجام گرفت و بالاشهری های تهران به تبعیت از مولایشان بی بی سی و اسرائیل و انگلیس و آمریکا موسوی را در برگه های رای شان نوشتند ولی پایین شهری ها و شهرستانی ها و روستایی ها مولای دیگری را برای اطاعت یافته بودند و با خدای خود معامله نموده و وضو کردند و بر ادامه دولت مردمی احمدی نژاد اصرار ورزیدند.

این بود که فتنه آغاز شد.

شعور بالای سیاسی طبقه متوسط و پایین جامعه برای قشر مرفه بی درد  گران تمام شد وزخم های  خود بزرگ بینی این قشر سر باز کرد.

همه رای خود را داده و در دموکراسی واقعی نقش ایفا کرده و همانند گذشته به دنبال کاروزندگی خود رفته بودند ولی مگر می شد این تحقیر بالا شهری ها که توسط پایین شهری ها صورت گرفته بود را ساده انگاشت؟!

رمز تقلب که از چندین ماه پیش در آن دمیده می شد رنگ و بوی دیگری گرفت.

هندوانه سربسته متوهم شده بود و این توهم داشت به بدنه جامعه سرایت می کرد.

مجمع مثلا روحانیون روز شنبه مردم را به کف خیابانها کشید و برخی ضعیف النفس ها هم متوهم شدند که گویا خبری هست! قالیباف با عیار خود تعداد افراد شرکت کننده را سنجید ! رضایی به کمک سایت های وابسته به خود هر روز یک ادعا مطرح و فردایش انصراف داد! اما برای ادامه اعتراضها به شخصی نیاز بود که خوب بازیچه شود! به جای  عقل از فکش استفاده کند کسی که پول حرام و نان حرام قلبش را کدر ساخته وشهوت قدرت طلبی کورش کرده  باشد، چه کسی برای این ماموریت بهتر از کروبی ؟! چون تجربه نشان داده بود او همان است که می خواهند.

سطل های آشغال توسط اوباش با رهبری کروبی مورد هجوم قرار گرفت نیروهای شهرداری تهران در جمع آوری و پاکسازی شهر تعلل می کردند ! باید شهر بحرانی نشان داده می شد.

فتواهای اینترنتی شروع شد ! آشوب طلب ها که روزی تقلید را کاری میمون وار می دانستند به یاد استفتاء و کسب تکلیف از مراجع افتادند !

وقتی سئوالی صورت می گرفت نیم ساعت بعد جواب استفتاء در خروجی خبرگزاری ها قرار می گرفت!

فتنه در اوج بود و خواص در امتحان سختی دست و پا می زدند و ...

مسجد " لولاگر "به دست فرقه موسوی آتش گرفت و کسی چیزی نگفت.


منافقین به صورت مسلح در خیابان آزادی جولان دادند و وزیر اطلاعات وقت به مردم وعده می داد که اوضاع تحت کنترل است!.
به پایگاه بسیج حمله شد ، همه نظاره گر بودند!

چادر از سر زن محجبه آنهم پیش همسرش پایین کشیده شد مدعیان غیرت در مرگ سکوت گرفتار شدند .

آشوبگران ، فرزندان بسیجی این ملت را از تیغ گذراندند و نیروی انتظامی به جای قدرت عمل نقش یک خبرنگار را بازی کرد و به مردم گزارش داد!.

همچنان برخی خواص بوی کباب به مشامشان رسیده و فرداهای بعد از انتخابان و حاکمیت ری را انتظار می کشند!

روز قدس در دامن اسرائیل لولیدند و مدعیان خط امامی فرمایشات امام یادشان رفت ! گویی به موزه رفتن اندیشه های امام را باور کرده بودند!

روز ۱۳ آبان برای قاتلان مردمان این مرزو بوم خوش رقصی کردند و باز قوه قضائیه هشدار می داد و نیروی انتظامی گزارش!

اما این بار مردم آگاه بودند و از اتفاقات پشت صحنه با خبر!

موسوی مانده بود و اراذل اجیری اش ، تا اینکه عکس امام عزیز را آتش زدند و ایران یکپارچه برای این ماجرا گریست ولی وااسفا آنکه باید خون می گریست صدا وسیما را محکوم کرد و رخت سفر بست !

و اما این بار عاشورا بود و زمین و زمان در غم عزای سالار شهیدان.

آدمکان خودباخته که بویی از غیرت نبرده اند و هنوز هم که هنوز است حسین (ع) را حتی به اسم هم نشناخته اند حرمت عاشورا شکستند و با حمایت سران فتنه که نرمی دستان دختران ایتالیا را به سختی دفاع از غیرت و دین و وطن ترجیح می دهند هم آوا با یزیدیان زمان به پایکوبی و رقص و ... پرداختند.

این بار باز نیروی انتظامی گزارش می دهد!

به راستی این همه حرمت شکنی و قانون شکنی و آشوبگری فرقه موسوی جواب قاطع از سوی مراکز امنیتی و قوه قضائیه را نمی طلبد؟!

مردم تا کی باید شاهد نعش های بو گرفته سران فتنه باشد و کسی برای دفن این نعش های کثیف که کشور را به گند کشیده اند کاری نکند؟!

چقدر مدارا؟! چقدر خویشتن داری؟! آیا حکومت رسول الله و حضرت امیر (ع) دافعه نداشت؟!

به هر حال الان پایان خط فرقه اموی است و مردم منتظرند تا ...

http://www.mypardis.com/Public/rahbari-iran/forum/?forumid=561085

 





نوشته شده در تاریخ جمعه 2 اردیبهشت 1390 توسط م ک


درباره وبلاگ
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
نویسندگان
موضوعات
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
لوگوی دوستان